الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

82

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

طلحه و زبير ببندد ، زيرا انتقاد يا مربوط به حقوق شخصى آنان است يا مربوط به ساير مسلمين ، و مطالبات شخصى آنان يا مربوط به ضايع شدن حقّى است يا تصرّف كردن سهمى و آنچه مربوط به ساير مسلمين است يا مربوط به كوتاهى در احقاق حقوق است يا ناآگاهى نسبت به حق و يا خطا در مسير اجرا . امام عليه السّلام مىفرمايد : دربارهء هريك از اين امور ايراد داريد آشكارا به من بگوييد و چون آنها نمىتوانستند انگشت روى نقطهء خاصّى بگذارند ، از دادن جواب درمانده شدند . اين راه و رسم همهء خرده‌گيران زيادت‌خواه است كه به‌جاى اينكه انگشت روى جزئيات بگذارند به كلّىگويى قناعت كرده و جنجال به راه مىاندازند . سپس امام عليه السّلام به پاسخ شفاف و روشنى از ايراد آنها دربارهء ترك مشورت سخن گفته با مقدّمه‌چينى دقيق و روشن به آن مىپردازد و مىفرمايد : « به خدا سوگند ! من به خلافت ( ظاهرى ) رغبتى نداشتم و به زمامدارى شما علاقه‌اى نشان ندادم . اين شما بوديد كه مرا به آن دعوت كرديد و به اصرار مرا به آن واداشتيد و چون حكومت به من رسيد به كتاب خدا و دستوراتى كه براى ما قرار داده و فرمان به اجراى آن صادر كرده ، نظر افكندم و از آن پيروى نمودم و نيز به سنّت و روش پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله توجّه نمودم و به اقتدا كردم ( به يقين ) در اين امر ( عمل به كتاب و سنّت ) نيازى به رأى شما و رأى ديگران نداشتم ( چون حكم خدا و رسول اللّه صراحت داشت ) و مسأله‌اى پيش نيامده كه آن را ندانم تا با شما و برادران مسلمانم به مشورت بنشينم به يقين اگر چنين چيزى پيش مىآمد از مشورت با شما و ديگران روىگردان نبودم » ؛ ( و اللّه ما كانت لي في الخلافة رغبة ، و لا في الولاية إربة « 1 » ، و لكنّكم دعوتموني إليها ، و حملتموني عليها ، فلمّا

--> ( 1 ) . « إربة » از ريشهء « أرب » بر وزن « عرب » در اصل به معناى شدّت احتياج است كه انسان براى بر طرف ساختن آن چاره‌جويى مىكند .